نکته های جالبی در مورد انتخابات پیش رو! نکته های جالبی در مورد انتخابات پیش رو!
پس فردا جمعه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۶ خورشیدی، مراسم انتخابات دوره دوازدهم ریاست جمهوری آخوندی برگزار می شود. از دیروز سه شنبه بیست و ششم... نکته های جالبی در مورد انتخابات پیش رو!

پس فردا جمعه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۶ خورشیدی، مراسم انتخابات دوره دوازدهم ریاست جمهوری آخوندی برگزار می شود. از دیروز سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت تا کنون(شامگاه چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت)، هوادارن دو کاندیدای باقیمانده(ابراهیم رئیسی و حسن روحانی)، چندین بار در کانال تلگرام خودشان، جهت روشن ساختن افکار حامیان نامزد انتخاباتی خودشان، هشدارهائی را مطرح کرده اند؛ که توجه به آنها هم جالب است و هم آموزنده!

جالب است، زیرا با دیدن این پیام های رسوا کننده، بیشتر می توان به سرشت کثیف و شیطانی این اشغالگران تازی تبار پی برد. آموزنده است، چون که از اختلافات بنیاد براندازانه این سوداگران عالم سودجوئی و قدرت پرستی، نکاتی را مطرح می نماید؛ که هم نمی دانستیم، و هم اگر می دانستیم، چنین واضح و آشکار نسبت به کنه وجود این جانیان پی نبرده بودیم. آنچه که پیش از عنوان شدن نکته های مورد نظر حائز اهمیت است؛ توجه به حقیقت تلخ خوش خیالی های ما ایرانیان برون از مرزهای میهن اشغال شده مان است؛ که در پندارهای اشتباه خودمان، در این اندیشه های ناصحیح قرار داشتیم؛ که مردم ایران در این برهه زمانی، به آن درجه از آگاهی های لازم نسبت به سرنوشت خود و کشورشان دست یافته اند؛ که دیگر بیش از این قافیه را نبازند و به این بدنامان روزگار، فرصت خودنمائی و دروغپردازی و ریاست طلبی را ندهند!

اما دسترسی به پیام های آخرین لحظات یاران بلاهت پیشه این بدطینت ترین حاکمیت تاریخ در ایران، نشانگر نتیجه تلخی است؛ که بسیاری از ما انتظار دیدن و شنیدن آن را نداشتیم. تصورمان بر این بود، که اکنون اگر پیران مملکت در اثر ناتوانی های خویش، ضعیف باشند و بزدلی بکنند و پای صندوق های رأی گیری بروند؛ جوانانی که در ایران زندگی می کنند؛ هم به خاطر شور جوانی خویش، و هم به دلیل برخورداری شان از تحصیلات بیشتر نسبت به برخی از کهنسال های کشور، و نیز به سبب آگاهی هائی که نسبت به مسائل درون و برون مرزهای سرزمین خود دارند؛ هم خودشان به هیچ کاندیدائی رأی نخواهند داد؛ و هم دیگران را از چنین کاری منع خواهند نمود. اما با دیدن چندین مصاحبه ای که خبرنگاران با تعدادی از این جوانان کرده اند؛ و از ایشان در باره دیدگاه شان نسبت به کنش ها و واکنش های کاندیداهای این انتخابات پرسیده اند. از کارگر تا دانشجو، پاسخ هائی به پرسشگران داده اند؛ که جز ناامیدی نسبت به آنان، هیچ نتیجه دیگری حاصل نمی شود!

” طرح دشمن برای تحریک حامیان روحانی “!

حمیدرضا ترقی عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه در مصاحبه با تسنیم(خبرگزاری سپاه پاسداران) گفته است: ” هوا داران روحانی بنا دارند؛ نتیجه انتخابات را، اگر خلاف خواست آنان بود نپذیرند؛ و در برابر نتیجه آراء مقاومت کنند. ” ؛ وی با اشاره به پروژه حقه کثیف تیم روحانی، به خبرگزاری تسنیم اظهار داشت: ” روش و سیاست تبلیغاتی طرفداران روحانی طی چند روز گذشته، و شعارهائی که در اصفهان و برخی نقاط دیگر داده شد؛ و با توجه به مستنداتی که در خارج از کشور، توسط ” بی بی سی ” و …. به کشور وارد می شوند؛ بوی فتنه دیگری همچون فتنه ۸۸ به مشام می رسد.” !

وی همچنین ادامه داده است: ” دست های پشت پرده ای از سوی دشمنان اسلام و نظام اسلامی در کار است؛ که برخی از طرفداران آقای روحانی را تحریک کنند؛ تا نتیجه انتخابات را، اگر خلاف خواست آنها بود نپذیرند. و در برابر نتیجه آراء مقاومت کنند؛ و هم اینکه با بیان شایعات و اتهامات غیرمنطقی، سعی در مشروعیت اقبال مردم را به سمت فردی دیگر غیر از روحانی را زیر سؤآل ببرند.” !

حمیدرضا ترقی عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه تصریح کرد است: ” در چنین شرایطی مردم باید هوشیار باشند؛ و مسؤلین نیز، همانطوری که رهبر فرمودند، مراقب باشند تا امنیت انتخابات زیر سؤآل نرود. و مراقب باشند تا افراد سودجو، دست به اقدامات خرابکاری نزنند.” !

کانال رسمی حامیان ابراهیم رئیسی در تلگرام: ” احتمال ترور یکی از نامزدها وجود دارد. رهبر دستور آماده باش داده است.”!

به گزارش دیگربان، کانال رسمی حامیان ابراهیم رئیسی در تلگرام، با اعلام این که علی خامنه ای به نیروهای نظامی دستور” آماده باش” داده است. از حامیان این نامزد خواست، در صورت وقوع برخی ترورها، هیچ تحرکی نداشته باشند. این کانال در هشدار خود اعلام کرده که: ” دشمن برای ضربه زدن به نظام و انقلاب، در حال طراحی تروری دیگر است؛ تا آن را بر گردن انقلابیون بیاندازد؛ و کشور را دچار آشوب کند. این کانال همچنین نوشته: ” خبرها حاکی از آن است، کسی که قرار است ترور شود؛ یکی از کاندیداهای فعلی انتخابات، یا دو تن از رؤسای جمهور سابق هستند.”!

این کانال از حامیان رئیسی خواسته: ” هیچ تحرکی انجام ندهبد، هر اتفاقی افتاد، گوش تان به دهان امام خامنه ای باشد؛ ببینید ایشان چه می گویند؟”!

حمله روحانی به کسانی که آرد و نبات پخش می کنند!

روحانی امروز در اردبیل با حمله به باند رئیسی گفته است: ” مردم تسلیم شعارهای فریبکارانه شما نخواهند شد. شما فکر کردید، با تبلیغات دروغین در اطراف شهرها و روستاها موفق می شوید. کی مردم با آرد و نبات برای انتخابات تصمیم گرفته اند؟ بیائید جواب مردم را بدهید؛ چرا اموال مردم را تاراج کردید؟ این پول با سودش الان هفت میلیارد دلار است. شما که پول ملت ایران را در حلقوم دشمن گذاشتید؛ شما انقلابی هستید؟ شما طرف اصول و اصولگرائی هستید؟ شما که در طول قدرت تان نتوانستید یک ریال از پول ملت را برگردانید باید جواب بدهید. می خواهید دانشگاه را امنیتی کنید؟ تمام شد برادر، پای صندوق بیائید تا صدا و سیما از دست این باند خلاص شود. ” !

زعمای امور در حکومت ننگین دامان رژیم پلید آخوندی، آنقدر پست و سفیه اند؛ که در هر شرایطی کوشش دارند؛ فقط به منافع خود توجه داشته باشند. برای این فاسدان فاسق، تنها موردی که در ذهن و افکار شان وجود خارجی ندارد؛ رسیدگی نمودن به اوضاع زندگی مردم ایران، و برنامه ریزی جهت ایجاد یک زندگانی آرام و لذت بخش، برای ملت ستمدیده و به جان آمده ایران است. اکنون هم که دم از مردم و منافع ایشان می زنند؛ ترفندی انتخاباتی بیش نیست. با این حیله ها در پی آن هستند؛ تا با کشاندن مردم به پای صندوق آراء در حوزه ها، رقبای خود را از سر راه شان بردارند!

چنانچه کمی هوشیاری و اندکی از جان گذشتگی در بین مردم باشد؛ با نگاهی اجمالی به براندازی حکومت های دیکتاتوری در کشورهای اروپای شرقی، که مردم توانستند؛ بین سه شب تا یک هفته، در سرمای جانسوز زمستان در بعضی از این کشورها، در خیابان ماندند تا پیروز شدند. و حکومت وقت در مملکت خویش را، ناگزیر به خداحافظی از قدرت پرستی و سودجوئی ایشان نمودند. انجام پذیرفتن چنین اموری در ایران، بیش از سایر ممالک جهان میسر است. زیرا ایرانیان مهرورز و نوعدوست می باشند؛ و در چنین شرایط استنثنائی، هم میهنان خویش را تنها نمی گذارند؛ و اجازه می دهند که لشگر پیروزی ایشان، قوم شکست خورده دشمن را، بتاراند و از حیطه ی اعتبار و اقتدار ساقط گرداند. شاید در این میان، برسد زمانی که سرانجام، آب خوشی از گلوی این مردم پائین برود!

محترم مومنی

 

 

محترم مومنی روحی

محترم مومنی روحی

شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.