نشست « ایران آزاد » کلاه جدیدی که می خواهند بر سر ایرانیان بگذارند! محترم مومنی روحی نشست « ایران آزاد » کلاه جدیدی که می خواهند بر سر ایرانیان بگذارند! محترم مومنی روحی
می گویند « تغاری بشکند ماستی بریزد، جهان گردد به کام کاسه لیسان »؛ این روزها باری دیگر ایران و آنچه که در این... نشست « ایران آزاد » کلاه جدیدی که می خواهند بر سر ایرانیان بگذارند! محترم مومنی روحی

می گویند « تغاری بشکند ماستی بریزد، جهان گردد به کام کاسه لیسان »؛ این روزها باری دیگر ایران و آنچه که در این کهندیار می گذرد؛ شاه بیت سرفصل اخبار تمامی خبرگزاری های مهم جهان گشته است. بده و بستان های دو دولت ایالات متحده و جمهوری اشغالگر و بدنام اسلامی، مانند نمایشی از یک < سریال > ظاهرا جدی شده است؛ که اگر با دقت به باطن و درون و مفهوم آن توجه بشود؛ و عملکرد هر دو سوی قضیه نیز مورد بررسی دقیق قرار بگیرد. حقیقت بسیار تلخ و رنج آوری را آشکار می سازد؛ که درون این نمایش ظاهری و فریبکارانه، و برخاسته از یک طنز بسسار تلخ و کمدی منحرف کننده است؛ که جهانیان را بخنداند و ایرانیان را گریان کند!

هر دو برای یکدیگر < شاخ و شانه > می کشند و سینه ستبر می کنند. اما از آنجائی که دروغگو سرانجام نزد همگان رسوا می گردد. رویدادی که برخی از ما می دانستیم؛ که در معرض شکل گرفتن می باشد رخ داده است؛ که چهره ی مزور مدافعان دروغین مردم ایران را، نزد همگان یا دست کم نزد دلسوزان راستین ایرانزمین، سیاه تر از همیشه نموده است!

در روز شنبه نهم تیرماه ۱۳۹۷ خورشیدی، گردهمائی ریاکارانه یکی از بدنام ترین گروه های سیاسی ظاهرا ایرانی، که خود همین مزدوران، آوار سنگین سلطه ی حاکمیت استبدادی آخوندهای جنایتکار را، بر سر مملکت ما و ملت آن فرود آورده اند. گروهک جیره خوار کشورهای عربستان و قطر، مجاهدین ضد خلقی به وجود آورنده نشستی موسوم به « ایران آزاد» در نزدیکی شهر پاریس پایتخت کشور فرانسه می باشند؛ که تعداد زیادی از اعضای کنگره آمریکا، که شامل سناتورها و یا اعضای مجلس نمایندگان این کشور، از هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه می باشند. جزو مدعوین اصلی این نشست هستند؛ که برای شرکت در این گردهمآئی، از سوی مجاهدین خلق از آنان دعوت به عمل آمده بود. این سیاستمداران با ارسال پیام های کتبی یا ویدئوئی، همراهی خود با جنبش آزادیخواهی ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی را اعلام کردند(ظاهرا آنها نمی دانند، که به طور منطقی این گروه را نمی توان ایرانی نامید.)، چرا که آنها جز خیانت به ایران و ایرانی، هیچ خط مشی دیگری نداشته و ندارند!

سالهاست که ایادی گروه مجاهدین، با دریوزگی نزد این کشور و آن سرزمین، پول و سایر امکانات مالی مورد نیازشان را، از اربابان خود گدائی و دریافت می کنند. و بخش هائی از چنین درآمد باد آورده را، پول های گدائی شده از مخالفان منطقه ای جمهوری پلید آخوندی را، جهت خریدن برخی از همین سیاستمداران نامدار آمریکائی و اروپائی هزینه می کنند. تا با خریدن این افراد سرشناس، و دعوت نمودن از ایشان، در جلسات عمومی که در کشورهای گوناگون تشکیل می دهند. سخنرانی چنین نامدارانی در باره این گروه، بتوانند مقبولیتی هر چند محدود را برای خویش تدارک ببیند. مجاهدین در نظر دارند، که به وسیله تائید شدن شان توسط این اشخاص پر نفوذ و سرشناس، راهی برای فرمانروائی خویش در ایران بگشایند. گوئی که حضرات و تائید کنندگان ایشان، تصور دارند که ملت ایران مرده اند؛ که جلوی زیاده طلبی های این گستاخان را بگیرند؛ و بعد از اینهمه ستم و سختی که در این چهار دهه، از مشتی آخوند خشکه مقدس و دزد و جانی کشیده و دیده اند؛ باری دیگر خود و عزیزان شان را، از دهان گرگ و کفتار در آورند؛ و به کام اژدها بیندازند؟!

اکنون که دولت دونالد ترامپ، در حال شلیک کردن تیرخلاص به مغز پوک سران رژیم منفور آخوندی در ایران است. سردمداران این گروه کاتولیک تر از پاپ، که خوشبختانه هیچ جایگاهی هم نزد ایرانیان فهیم و میهن پرست ندارند. با حیله راه اندازی گردهمآئی « ایران آزاد» بر آن هستند؛ تا با پشتیبانی این شخصیت های آمریکائی، که رئیس جمهورشان در صدد کندن پوست آخوندهای حاکم بر ایران است. باز هم شانس خود را در این باره امتحان کنند. و باری دیگر کلاه بزرگی بر سر ملت ایران بگذارند!

در اینجا بر آنم، که دو مورد از پیام های دو تن از مهم ترین این سناتورهای آمریکائی را، که به نشست مجاهدین در فرانسه دعوت شده بودند را برای تان بنویسم؛ که با هم بخوانیم؛ و سیگنال های مشمئز کننده سیاستمداران باجگیر آمریکائی، که به مناسبت تشکیل شدن جلسه « ایران آزاد » برای حمایت از مجاهدین خلق نوشته و ارسال نموده اند. را با هم ببینیم و بخواهیم!

خانم « نانسی پلوسی » رهبر اقلیت حزب دموکرات در مجلس نمایندگان آمریکا، در پیامی به این گردهمآئی گفته است: « در ماموریت اشتراکی مان( صد البته اشتراک میان مجاهدین و دموکرات ها)، برای برقراری یک ایران دموکراتیک، آزاد و غیر هسته ای، مجددا متعهد شویم. » !

متن کامل پیام نانسی پلوسی به شرح زیر است: « سلام، افتخار من است، که سلام های گرم خود را، به حامیان و دوستداران یک ایران آزاد برسانم. امسال، دنیا مردان و زنانی که شجاعانه، برای حق شان در تظاهرات صلح آمیز در سراسر کشور ایستاده اند را نظاره کرد. شجاعت و عزم آنها به همه ما انگیزه می دهد؛ تا در ماموریت اشتراکی مان!!! برای برقراری یک ایران دموکراتیک، آزاد و غیر هسته ای، مجددا متعهد شویم(گویا که اینها در این رابطه از پیش با همدیگر به توافق های ایران برباد دهی رسیده باشند.)(شاید هم در درجه بالائی از حماقت می باشند؛ که تصور کنند ایرانیان مبارز تلاش نموده و خون بدهند؛ تا لچک به سری مثل مریم رجوی، در کشور عزیز ایرانیان به حکومت برسد.) آمریکا در همبستگی با مردان، زنان و کودکان ایرانی، که برای حق بیان آزادانه، بدون ترس از شکنجه می جنگند می ایستد. ما با آنها برای احقاق صلح و ثبات در ایران، و پایان دادن به حمایت رژیم از تروریست درجهان می ایستیم؛ و ما به آنها، برای داشتن یک آینده امن، جائی که کودکان مان بدون ترس از تسلیحات هسته ای زندگی کنند می ایستیم. تا وقتی که ایرانیان به حقوق بشر، کرامت و آزادی که مستحق آن هستند نرسند. کار ما تمام نشده است.»!

متن کامل پیام « جان بوزمان » سناتور جمهوریخواه از ایالت < آرکانزاس > که برای دست اندرکاران نشست مجاهدین در پاریس « ایران آزاد » ارسال نموده است: « خانم مریم رجوی عزیز و شرکت کنندگان کنوانسیون ایران آزاد ۲۰۱۸ در پاریس، بسیار متشکرم که از من دعوت کرده اید در این گردهمآئی سخنرانی کنم. از عدم شرکت خودم در گردهمآئی روز شنبه سی ام ژوئن ۲۰۱۸ در پاریس عذرخواهی می کنم. همانطوری که می دانید، من یک عضو فعال کاکس حقوق بشر و دموکراسی در ایران هستم؛ که هدفش برجسته کردن تلاش های مردم ایران، برای برقراری تغییر و دموکراسی به کشورشان می باشند. من از افزایش آمار نقض حقوق بشر در ایران، و این که رژیم ایران شهروندان خودش را مستمر تهدید به کشتن می کند بسیار آزرده هستم. آمریکا به دموکراسی، آزادی های مدنی و حکم قانون همواره متعهد می باشد. و از مردم ایران در فراخوان شان برای یک حکومت دموکراتیک، که به این حقوق و آزادی احترام می گذارد حمایت می کند. من همچنین به ایجاد ممانعت از ایران، برای تولید برنامه تسلیحات هسته ای، و فراهم کردن آن به عوامل غیر دولتی متعهد باقی می مانم. آرمان شما باشکوه و بسیار مهم است؛ که ما روی این مسائل به دیالوگ با هم ادامه بدهیم. امیدوارم که یک گردهمآئی پرباری باشد. و برای همه شما موفقیت آرزو می کنم.» !

« باب منندز » سناتور دموکرات ایالت نیوجرسی، « تد پو » عضو جمهوریخواه کنگره از ایالت تگزاس، « بن کاردین » سناتور ارشد مریلند در سنای آمریکا، « برد شرمن » عضو دموکرات مجلس نمایندگان از ایالت کالیفرنیا، « شیلا جکسون لی » نماینده دموکرات از ایالت تگزاس، « استیو کوهن » نماینده دموکرات کنگره از ایالت تنسی، « جودی جو » نماینده دموکرات مجلس نمایندگان از ایالت کالیفرنیا، « رال روئیز » عضو دموکرات مجلس نمایندگان آمریکا از ایالت کالیفرنیا، « کن باک » عضو جمهوریخواه مجلس نمایندگان آمریکا از ایالت کلورادو، « پال کوسار » عضو جمهوریخواه مجلس نمایندگان آمریکا از ایالت آریزونا، « داک لامالفا » عضو جمهوریخواه مجلس نمایندگان آمریکا از ایالت کالیفرنیا، شخصیت های دعوت شده به گردهمآئی نشست « ایران آزاد » گروهک مجاهدین ضد خلقی بوده اند. که پیام های مشابهی برای گردانندگان این جلسه در حومه پاریس فرستاده بودند!

تشخیص دادن خیانت های همزمان این سناتورهای میهمان، و میزبان خلقی ایشان، نه برای حکومت کنونی ایالات متحده مشکلی ایجاد می کند؛ و نه در منظر ایرانیان هوشمند پیچیده و دشوار است. آنچه که درک آن سخت و ناهموار به نظر می رسد؛ روی زیاد و ایستادگی ابلهانه مریم رجوی(مریم عضدان لو قجر) و همدستان نادان و فریب خورده این گروه حیا قورت داده و شرم بالا آورده است. که خودشان را با قباحت کامل، نزد این آمریکائی های پول پرست، « ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی » معرفی کرده اند. مریم خانم، قوانین کدام حکومت باستانی ایران اهورائی، به شما فرمان لچک بر سر کردن را داده است؟ کدام ایرانی آریائی، به ویژه زنان دلاور پارسی ناچارند؛ که خود را در زندان سیاه حجاب اسیر نمایند؛ و از مراتب حقوق بشری و آزادی های فردی و اجتماعی خویش بی بهره و محروم باشند؟ آیا می دانید که ایرانیاران راستین، به هیچوجه اجازه ورود شما به داخل مملکت باستانی خویش را نخواهند داد؟ ما به درستی می دانیم، که همین تعداد معدودی از همدستان تان، که در داخل کشور برای شما جاسوسی، و به هم میهنان دلیر و مبارز ما خیانت می کنند. مورد تائید نظام پوسیده حکومت پلید آخوندی در ایران هستند. اگر چنین نبود، و اگر دست تان با دست اشغالگران دزد و جنایتکار اسلامی ، و برخی دیگر از ایرانیان مخالف بازگشت حکومت پادشاهی به ایران، و همدستان شیاد جمهوری اشغالگر اسلامی در یک کاسه نبود. سران این حاکمیت استبدادی و بیدادگر، یک تن از ایادی شما در ایران را زنده نمی گذاشتند!

مگر ملت ایران با این تلاش شبانه روزی و جانکاه اجازه خواهند داد؛ که عده ای کثیف تر از آخوند و ملا و رمال، برای در دست گرفتن حاکمیت کشورشان به داخل ایران بیایند؟ مگر هواداران و دوستداران و طرفداران نظام پادشاهی پهلوی مرده اند؛ که به شما و همدستان آخوندتان، حتی این سناتورهای باجگیر و نادان آمریکائی، که با گرفتن حق و حساب از شما، دعوت تان برای شرکت در آن گردهمآئی مزورانه و کذائی را پذیرفتند؛ و پیام سپاسگزاری شان را نیز برای تان ارسال نمودند. اجازه چنین کارهای ضد ایرانی، و مغایر با آرمان های ملی ما را بدهند؟ ننگ تان باد که هنوز در مسیر خیانت به ایران و ایرانی سرگردان هستید!

محترم مومنی

محترم مومنی روحی

محترم مومنی روحی

شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.