ظاهرا نخست وزیر اسرائیل، آرمان دیگری جز حمله نظامی به جمهوری اسلامی را ندارد! محترم مومنی روحی ظاهرا نخست وزیر اسرائیل، آرمان دیگری جز حمله نظامی به جمهوری اسلامی را ندارد! محترم مومنی روحی
از قدیم گفته اند: « مزن در کسی را، که می زنند بر درت *** خواه دخترت، خواه خواهرت، خواه مادرت » ؛ واقعا... ظاهرا نخست وزیر اسرائیل، آرمان دیگری جز حمله نظامی به جمهوری اسلامی را ندارد! محترم مومنی روحی

از قدیم گفته اند: « مزن در کسی را، که می زنند بر درت *** خواه دخترت، خواه خواهرت، خواه مادرت » ؛ واقعا ننگ و نفرین بر حاکمیت جمهوری اشغالگر و فاسد اسلامی، که طی چهار دهه ای که از استیلای شان بر ایران می گذرد. دوست که برای ایرانی ها پیدا نکرده اند؛ بلکه دوستانی را هم که داشتیم؛ از اطراف ما و میهن مان پراکنده و دور نموده اند. قوم یهود از دیرباز، به خاطر خدمت شایان توجهی که کوروش کبیر هخامنشی نسبت به آنها انجام داده بود. از گذشته های دور دوستی عمیق و بی شائبه ای با ملت ایران داشته اند. با آن که در طول هزار و چهارصد سال اخیر، بی شمارانی از ایرانیان نیز، در وسوسه تبلیغات و صدور دین اسلام به جهانیان، به چنین مسیر خرافه گونه کشانده شده اند؛ و با پذیرفتن آئین جدید به دین اسلام گرویده اند. اما روابط حسنه دو جانبه، میان ایرانیان و یهودیان جهان، همچنان بدون خدشه باقی مانده بود. هنوز که هنوز است، مردمان اصیل ایرانی و یهودیان دنیا، به ویژه در سرزمین نوپای اسرائیل، همچنان با یکدیگر پیوندهای دوستی دیرینه شان را دارند!

بنا بر این، پس چگونه بوده است که در سالهای اخیر(از ۲۰۱۰ میلادی تا این اواخر)، نخست وزیر دانا و سیاس کشور نوبنیاد اسرائیل، آقای بنیامین نتانیاهو، که همیشه حساب مردم ایران را، از حساب حکومت غاصب اسلامی جدا می کند؛ به مرکز اطلاعاتی و اداره جاسوسی و ضد جاسوسی کشورشان « موساد‌ »، دو بار پیاپی جهت حمله نظامی به ایران فرمان آماده باش را داده بوده است؟!
همه می دانیم که از بدو شکل گرفتن انقلاب سیاه و شوم اسلامی در ایران، یکی از کنش های بدون منطق و بی پایه و اساس و بی وقفه سران این رژیم اشغالگر، اهانت های مداوم به کلیمیان جهان، به ویژه به دولتمردان کشور اسرائیل، و تهدید ایشان به نابود کردن کشور شان بوده و هست. البته ریشه تاریخی این دشمنی، به زمان حضور پیامبر اسلام محمد بر می گردد؛ که در آغاز اعلام ظهور دینی که معرف آن بود توانست؛ تمامی اقوام و ادیان مختلف آن موقع در شبه جزیره عربستان را، به آئین خودش جذب نماید. غیر از یکی از اقوام یهودی آن موقع در عربستان، قوم « بنی قریضه » (به ضم ق، فتح ر، سکون ی، کسر ض، و سکون ه ) که از دین محمد هیچ استقبالی نکرده بودند؛ بلکه مبارزات سرسختانه ای هم با مسلمان های آن زمان داشته اند. وقتی هم که از سوی پیروان محمد و یاران اسلام آورده او، به این قوم پیشنهاد پذیرفتن دین اسلام را می دادند؛ اما بنی قریضه آن را که رد کرده و نمی پذیرفتند بماند؛ بلکه با تمام قوا و توان شان، با نو دین های مسلمان در عربستان هم می جنگیدند!

به همین خاطر از همان زمان تا کنون، دشمنی میان مسلمانان و یهودیان باقی مانده است. البته این دشمنی، بیش از بقیه مذاهب متعدد مسلمان پیرو این آئین، فقط در دل « دایه های دلسوز تر از مادر » ، در بین شیعیان دنیا مخصوصا ایرانیان شیعه باقی مانده است. اکنون هم که سردمداران حکومت ضد بشری اسلامی در ایران به قدرت رسیده اند؛ اهم تلاش های خویش در روابط بین المللی خود را، بر پایه برنامه ریزی برای نابود سازی دین یهود و پیروان آن، با شوریدن به نمایندگان متدینین کلیمی در اسرائیل پایه گذاری کرده اند. حتی تا جائی هم پیش رفته اند؛ که می خواهند نام این کشور را، از روی نقشه دنیا محو نمایند!

بدیهی است که یهودیان اسرائیل، به خصوص دولتمردان آنها نیز، با مشاهده چنین دشمنی آشکاری، که حکومت ملاها نسبت به ایشان ابراز می دارد. ناچار هستند که به هر شکل ممکن، از کیان خود و میهن و آئین شان دفاع کنند؛ و در مقابل بی حرمتی های سران بی خرد حاکمیت جمهوری پلید اسلامی در ایران، واکنش مناسبی از خودشان نسبت به آنها نشان بدهند. که بدون شک، این حق یهودیان سراسر دنیا، مخصوصا در اسرائیل است؛ که به هر شکل ممکن، به این مسلمان های « کاتولیک تر از پاپ » پاسخ های دندان شکن لازم را بدهند!

کشور عربستان سعودی، که اسلام ناب محمدی در آن سرزمین ظهور کرده است؛ و پادشاه آنجا نیز همواره کلیددار حرم خانه کعبه به شمار می آید. در حالتی منطقی و بدون مته گذاشتن به خشخاش، با حکومت کشور اسرائیل دوستی و مراوده های همپیمانی با همدیگر را دارند. اما آخوندهای خود محور و بی منطق رژیم اسلامی، کینه ای هزار و چهارصد ساله را بهانه کرده و آن را، مانند پیراهن عثمان بر تن حکومت یهودی اسرائیل پوشانده اند. تا به جهانیان مخصوصا مسلمان های دنیا و به ویژه به شیعیان نمایش بدهند: که ما در دنیای اسلام، بیش از همگی شما در صدد هستیم؛ که انتقام پیامبر اسلام را از قوم یهود بگیریم!

تا چندی پیش( در زمان ریاست جمهوری باراک حسین اوباما در آمریکا)، شدت دشمنی این دو کشور متخاصم نسبت به همدیگر(ایران و اسرائیل)، تا به این درجه داغ و آتشین نشده بود(زیرا اوباما که مسلمان زاده است؛ خودش نیز رابطه چندان نزدیکی با دولت اسرائیل نداشت.) ؛ اما اکنون کار به جائی رسیده است؛ که سپاهیان حاکمیت استبدادی آخوندی در ایران، در طول مدتی که به بهانه کمک کردن به یار غارشان بشار اسد، به درون کشور سوریه رفت و آمد داشته اند. تلاش زیادی کرده اند؛ که تا بتوانند نقشه نزدیک ترین مسیر از آنجا تا کشور اسرائیل را پیدا بکنند. تا که در موقعیتی مقتضی، از همان نقطه در سوریه به کشور اسرائیل حمله نمایند!

آقای بنیامین نتانیاهو نیز، به خوبی و با هوشمندی حواس اش کاملا جمع است؛ که فرصت چنین اقدامی را، به نظامیان جمهوری رسوای اسلامی در سوریه ندهد. حتی پیش از بروز هرگونه حرکت تهاجمی از سوی سپاه پاسداران حکومت ملاها به اسرائیل، کار را به نفع حکومت و مملکت و ملت خودشان یکسره نماید!

بنیامین نتانیاهو دو بار از موساد سازمان جاسوسی ضد جاسوسی اسرائیل و آرتش این کشور خواست؛ برای حمله نظامی به ایران آماده شوند. این درخواست ها در سال های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ مطرح شده بودند. به نوشته روزنامه « دیلی بیست » و به نقل از خبرگزاری « هاآرتص » اما این دستور ها، پس از آن که رهبران موساد، قانونی بودن آنها را زیر سؤآل بردند متوقف شدند!
در سال ۲۰۱۱ نتانیاهو از « تمیر پاردو » رهبر موساد( که از ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۶ در چنین مسؤلیتی قرار داشت)، و نیز از « بنی گانتس » ژنرال اسرائیلی خواسته بود؛ که ظرف پانزده روز به ایران حمله کنند. اما بر اساس گزارش ها، پاردو و گانتس، مقابل اجرای این دستور مقاومت کردند. و قانونی بودن چنین تصمیمی را زیر سؤآل بردند!

بر اساس گزارش ها، بنیامین نتانیاهو پیش از تاریخ های بالا نیز، از « میئر داگان » یکی دیگر از رؤسای موساد، و « گابی اشکناز » فرمانده نظامی آرتش اسرائیل چنین درخواستی کرده بود؛ که با مقاومت آنها رو به رو شده بود. گفته می شود در این ارتباط، داگان به نتانیاهو گفته بوده است؛ که فقط کابینه اجازه این را دارد. که به آنها چنین دستوری را بدهد !

آنچه که مسلم است؛ پیرامون اختلافات بین اسرائیل و حاکمیت ملاها در ایران، تا زمانی که شرایط صلح میان فلسطینی ها و اسرائیل برقرار نشود؛ نمی توان هیچگونه پیشگوئی کرد و گمانه زنی نمود. این مورد نیز به همین زودی ها میسر نخواهد بود. زیرا صرف نظر از آن که ادامه جنگ میان آنها، به نفع برخی از کشورهای دارای نفوذ بر اسرائیل و فلسطین می باشد؛ به لحاظ مادی برای خودشان هم مفید خواهد بود. زیرا تا زمانی که این خصومت بین ایشان وجود دارد؛ و تا موقعی که سنگ پرتاب نمودن های فلسطینی ها به سوی مواضع اسرائیلی ها، و حملات نظامی سنگین اسرائیل به حزب الله لبنان و حماس و جهاد اسلامی ادامه می یابد. هم گروه خودگردان فلسطین، و هم حکومت اسرائیل، از دولت آمریکا( چه بسا از تعدادی دیگر از کشورهای ثروتمند، و یا آنانی که ادامه جنگ میان این دو به سود آنها خواهد بود.) ؛ کمک های مالی دریافت می کنند. و به خاطر دریافت کردن امکانات مالی، هم فلسطینی ها و هم اسرائیل ترجیح خواهند داد؛ که این دور تسلسل همچنان ادامه بیابد؛ و تا مدت زیادتری هم طول بکشد. شاید هم هیچگاه خاتمه نیابد. زیرا : « صلاح مملکت خویش خسروان دانند.‌»!

محترم مومنی

محترم مومنی روحی

محترم مومنی روحی

شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.