به سوی جنبش زنان بر علیه پوشش اجباری؛ مسئله اساسی آزادی در انتخاب است

0
18

دکتر کاوه احمدی علی آبادی

عضو هیئت علمی دانشگاه آبردین با رتبه پروفسوری

عضو جامعه شناسان بدون مرز (ssf)

مطلع شدم که در تاجیکستان جنبشی به راه افتاده که به خانه های مردم می روند و به دختران و زنان آگاهی می دهند که حجاب نه توصیه ای اسلامی است و نه در تطابق با فرهنگ مردم آسیای میانه و پوششی عربی مربوط به ۱۴۰۰ سال پیش.

دقیقاً درست است و آیاتی که به اشتباه در قرآن به عنوان آیات حجاب می خوانند، آیات حجب و حیا و به خصوص عفاف (پاکدامنی) است (من در مقالاتی قبلاً به تحلیل و تشریح آیات مذکور پرداختم که هنوز در برخی از سایت های اینترنتی قابل دریافت اند). تأکید بر پاکدامنی است و هویت پنهان آن در قلب ها که فقط خداوند از آن خبر دارد تا بفهماند که درخصوص آن هیچ کس حتی پیامبران مجاز نیستند و تنها خداوند است که داوری خواهد کرد. پرواضح است که نه حجاب و نه هیچ توصیه دینی بنا به نص قرآن، با اجبار که هیچ “حتی با اکراه” اگر صورت گیرد، دیگر دینی نیست. این را معدود کسانی که در کشورشان یا خانواده شان اجباری ساخته اند، بهتر از هر کسی می دانند و به خاطر هم افترا به خداوند، هم اجبار در دین و بیزاری مردم از اسلام و هم نقض آزادی های فردی (که حتی پیامبران اجازه دخالت در آن را ندارند) باید در دنیا و “آخرت” مجازات شوند.  در همان دوران صدر اسلام نیز چادر به عنوان حجاب استفاده نمی شود و در همان آیات مربوط به پاکدامنی و حجب و حیا در جامعه قبیله ای ۱۴۰۰ سال پیش، به نوعی روسری محلی اشاره شده است، که البته آن نیز ملاکی مطمئن بنا بر نص صریح قرآن نیست. ممکن است گفته شود برای کسانی که پاکدامن اند و حجب و حیا هم دارند، چادر پوشیده تر و مناسب تر است. پاسخ این است که اسلام دینی نیست که بر “غلظت سفارشات دینی” توصیه کند و برعکس می گوید اسلام “دین اعتدال” است و بیش و کم تر از آن، افراط و تفریط است که از اسلام خارج است و پیامبران از آن نمی توانند بیشتر و کمتر توصیه کنند، چه رسد تعدادی ملا و روضه خوان.

فقط مسئولان و مقامات دولتی تاجیکستان و سایر مناطق باید توجه کنند که حجاب زدایی و عرب زدایی باید گرچه فعالانه باشد، اما نباید اجباری باشد و هم نتیجه عکس می دهد و هم با آزادی های فردی منافات دارد. بنابراین، دولت ها و سازمان ها باید به آگاهی رسانی و آموزش و ارائه الگوهای متنوع فرهنگی از پوشش های بومی زنان و مردان و همین طور پوشش های جدیدی که توسط طراحان تان ابداع می شود، بسنده کرد و انتخاب پیرامون پوشش و نوع پوشش با هر زن و دختری است و نباید هیچ اجباری در میان باشد. پس از این که اسلام متحجر و افراطی و ایدئولوژیک چهره کریه اش را به جهانیان نشان داد، بسیاری از نسل های جوان آسیای میانه و حتی خاورمیانه، نمی خواهند برحسب دین یا کیش پدر ومادرشان، برچسب زده شوند و دین یا کیش شان (و حتی بی دینی شان، و عمل تنها برحسب وجدان که از همه ارزشمندتر است) را خودشان برگزینند و در آسای میانه بسیار به دین مهر و آئین میترا تمایل نشان داده اند. البته همان طور که گفتم دین به معنایی عمیق تر نظر دارد و آن درحقیقت تغییر کیش از کیش اسلام (و نه دین اسلام) به کیشی دیگر و به خصوص آئین مهر و میترا می دهند که اقدام مقبولی است، چون هم انتخابی است “و نه موروثی” و هم دوری از کیشی که اینک در جهان بیشترین جنایت به دست طرفدارانش صورت می گیرد (به همین سبب است که می گوییم، اگر دین اجباری و ایدئولوژیک شود، بزرگترین و آخرین ضربه را دین و دین داران خواهند خورد).

باری، کاری که در زمینه آگاه سازی دختران و زنان نسبت به پوشش عربی و عوضی گرفتن آن به عنوان توصیه اسلامی، در تاجیکستان صورت گرفته چه خوب است که در بقیه کشورهای جهان و به خصوص کشورهای آسیای میانه و افغانستان چون جنبشی توسط زنان و دختران و سازمان های مردم نهاد شروع و پیگیری شود و اگر دولت ها نیز خواستند از آن پشتیبانی کنند. این چهره متحجر و پوشش زشت (سیاه) و کدر و خالی از تنوع تنها دیگران و به خصوص نسل جوان را از دین و اسلام بیزار می کند. به زودی حتی دختران جوان عرب نیز حجاب شان را بدرستی به دور خواهند افکند. واقعیت این است که آسیای میانه به سبب این که زیر چتر اتحاد جماهیر شوروی سابق بود، توسط سرویس های امنیتی در دوران جنگ سرد زیر پوشش طرح فاجعه بار به اصطلاح “کمربند سبز برژنیسکی” نرفت و می بینید که کمتر از هر جای دنیا با اسلام تندرو و تروریستی مشکل دارند. امیداورم این وضعیت حفظ شود و دولت های آسیای میانه به شکلی فعالانه کلیه کشورها و سازمان های اسلامی را که در ازای کمک های مالی هنگفت به بازگشایی مدارس و دانشگاه ها و سازمان های اسلامی تشویق می کنند، رد کرده و اگر در گذشته وجود دارند، آن ها را ببندند. در صورتی که سازمان های مافیایی چون جماعت گولن در آنجا فعالیت می کنند، ضمن اخراج شان از آنجا، آن مراکز اسلامی (مسجد و مراکز فرهنگی) و سازمان های خیریه را از آنان گرفته و مسئولیت شان را به مردم محلی بسپارند.