تحلیلی روانی-اجتماعی بر اعتراضات حکومتی به رسانه ها سینما و رسانه ها به مثابه خودآئینی در مقابل نقاب و گروتسک تحلیلی روانی-اجتماعی بر اعتراضات حکومتی به رسانه ها سینما و رسانه ها به مثابه خودآئینی در مقابل نقاب و گروتسک
دکتر کاوه احمدی علی آبادی عضو جامعه شناسان بدون مرز طرح مسأله: چرا بسیاری در ایران از بابت هر فیلمی که قشر یا تیپ... تحلیلی روانی-اجتماعی بر اعتراضات حکومتی به رسانه ها سینما و رسانه ها به مثابه خودآئینی در مقابل نقاب و گروتسک

دکتر کاوه احمدی علی آبادی

عضو جامعه شناسان بدون مرز

طرح مسأله: چرا بسیاری در ایران از بابت هر فیلمی که قشر یا تیپ آنان را معرفی می کنند، دچار عصبانیت شده و دسته راه می اندازند؟ آن هم بیشتر گروه های مذهبی حکومتی که مدعی امر به معروف و نهی از منکر اند، ولی بیش از دیگران وقتی کسی ایشان را امر و نهی می کند، تاب نمی آورند؟ چون فیلم که آنان را نشان نمی دهد، اشخاصی دیگر و حتی غیرواقعی را بازنمایی می کند! اگر روزی یک نانوا را به عنوان دزد بگیرند، آیا این توهین به همه نانواهاست و نباید او را دستگیر کرد؟ خواهیم دید که مسأله از ابعاد اجتماعی و به خصوص روانی بسیار عمیق تری برخوردار است.

پیامدهای اجتماعی و فرهنگی: این یک واقعیت ملموس در طول این سال های انقلاب است که بسیاری از معارف اسلامی در دوره انقلاب دچار تغییراتی چنان اساسی شد که عملاً به ضدش بدل گشت. اما مگر خود رژیم در همین رسانه های حکومتی اذعان نکرد که در قزوین تعدادی از نیروهای انتظامی به اسم امر به معروف و نهی از منکر دانشجویان و ترویج حجاب و عفاف، ایشان را دستگیر کرده و به آنان تجاوز می کردند؟ مگر یکی از فرماندهان نیروی انتظامی را دستگیر و سپس از کار برکنار نکردید، چون در وضع ناجوری او را با شش زن، آن هم در حالی که رکوع و سجود در نماز را مسخره می کردند، پیدا کردید؛ همان کسی که در جشن عفاف و حجاب به دختران جوان جوایزشان را اهداء می کرد!؟ دو فیلمی که تنها برخی از اشخاص مذهبی را نشان می دادند که در این چند دهه با تظاهر به دین، بزرگترین سوءاستفاده ها را بردند و بسیاری را نیز قربانی کردند، بهترین امر به معروف و نهی از منکر نسبت بدین دین فروشان است و این تعداد سوءاستفاده چی را که حکومت ریاکار برای رفع اتهام از خودش پذیرفته است و جای بحثی نیست، بلکه سخن اصلی آن است که آن اتفاق این رژیم نبوده و نیست، بلکه قانون آن است و وقتی ملاک های تان برای ارزیابی دیگران برحسب، ظواهر و دست به سینه شدن و پذیرفتن چشم بسته دستورات بالادستی ها و توجیه هر جنایتی با احکام شرعی و فقهی بود، یعنی نتیجه اش همین که عده ای ریاکار و جنایتکار وقیح به راحتی خود را به هر شکلی که بخواهید بیرون می آورند و در ساختار قدرت رشد می کنند و همه جا را مسخر می سازند تا وقتی که نوبت به خودتان می رسد. ضربه ای که حکومت پس از انقلاب به اسلام زد، در تاریخ ایران هیچ حکومتی نزد و آن را از دورن به ضدش بدل ساخت و مردم را بیزار از دین و ایمانی این چنینی. تنها عمودی را که برافراشت، رشد و گسترش تمامی اعمال ضد دینی به نام دین بود. با این همه، دلیل عصبانیت حکومتی ها دارای ابعاد روان شناختی عمیقی است که نیاز به تحلیل دارد که بدان می پردازم.

نظریات روانشناسان اجتماعی و جامعه شناسان: در روان شناسی اجتماعی، پدیده ای تحت عنوان “خود آیینه ای” اولین بار توسط “کولی” تشریح شد. کولی تشخیص داد که انسان ها قادرند که خود را نه تنها به مثابه “فاعل شناسایی”، بلکه چون “موضوع شناسایی” مورد شناخت و ارزیابی قرار دهند. آنان از خود، همچون تمامی دنیای پیرامون آگاه بوده و از آن طریق می توانند هر آنچه را که به خودشان مربوط شود، مورد شناخت، ارزیابی و داوری قرار دهند و برحسب آن، اعمال بعدی شان را تغییر داده یا اصلاح کنند. به عبارتی، انسان از خود به مثابه یک آیینه برای شناسایی و ارزیابی اش بهره می برد. هربرت مید دیگر نظریه پردازی بود که متوجه شد، انسان ها تنها نسبت به دیگران کنش و واکنش نشان نمی دهند، بلکه نسبت به کنش های”خود” نیز واکنش نشان می دهند و همزمان خود از یک سوی شناسایی می کند که “من فاعلی” انسان است و از سوی دیگر خود نسبت بدان واکنش نشان می دهد که “من مفعولی” انسان را تشکیل می دهد.

نگارنده بر این نظر است که این شناخت و ارزیابی از خود، تنها برحسب تصویری که خودش از خودش دارد –که من آن را “جهان بینی فردی” نامیده ام- شکل نمی گیرد، بلکه اطرافیان و جامعه نیز آن گونه که نسبت به ما کنش یا واکنش صورت می دهد، شناخت و ارزیابی ای را بدست می دهد – که من آن را “جهان بینی مفعولی” نام گذاری کرده ام- که در ذهنمان نقش می بندد. این دو تصویر همواره تفاوتی با هم دارند و اشخاصی که مورد امر به معروف و نهی از منکر قرار می گیرد، از طرف “من مفعولی” تصویری به ایشان عرضه می شود تا “من مفعولی شان” را برطبق آن اصلاح کنند و اگر انسان های اصلاح پذیری باشند، از این نقد و تصور متفاوت انعکاس یافته ناراحت نشده و در صورت لزوم تغییر رویه می دهند. عمدتاً کسانی از این تصویری که جامعه به ایشان انعکاس می دهند، نگران و حتی عصبانی می شوند که “من فاعلی شان” را پشت نقابی پنهان ساخته باشند و کسانی به طریقی بخواهند آن را از طریق “من مفعولی” از پشت آیینه بیرون کشیده و جلوی آیینه به ایشان و دیگران نشان دهد.

نقاب یا گروتسک: برای تشخیص دقیق این پدیده ناگزیرم که دو نظریه نقاب و گروتسک را توضیح دهم. بسیاری از مردم برای این که از پس نقش های زندگی برآیند، سعی می کنند تا بتوانند نقش های مختلفی را در موقعیت های گوناگون زندگی ایفاء کنند. تا اینجا پدیده ای کاملاً طبیعی و متداول را می بینیم و پدیده زمانی پیچیده می شود که نقش ها با هم متناقض باشند. اگر بنا به هر دلیلی، اشخاص ناگزیر باشند که برای آن که از پس تمامی نقش های مورد انتظار از آنان برآیند، گفتارها و رفتارهای کاملاً متناقضی را در موقعیت های مختلف و طی نقش هایشان در طول شبانه روز بازی کنند، آن گاه با دو پدیده و آسیب اجتماعی جدی روبرو هستیم: نقاب یا گروتسک.

کسی که بخواهد برای منافع شخصی یا اجباری بیرونی ناگزیر به ایفای نقش های متناقض شود، مجبور است که پشت یک نقاب خود را پنهان کند. در این مورد “من فاعلی” او همچون کارگردانی است که باید بداند که “من مفعولی” اش را کی و کجا به چه شکلی بازی بگیرد تا به نتیجه مطلوب برسد. در هر جامعه ای معمولاً پیش می آید که برخی برای احراز سمت هایی که برای کسب ثروت یا قدرت یا شهرت و غیره ضروری است، به زندگی در پشت یک نقاب ادامه دهد. اما زمانی قضیه به اپیدمی اجتماعی بدل می شود که سیستم اجتماعی بیمار باشد. این بیماری می تواند به سبب فقر و کمبود اقتصادی، یا فشارهای قدرت از طرف کلیه نهادهای قدرت به وجود بیاید.

نتیجه نقاب و گروتسک در جامعه: ما در ایران به این سبب با وجود ثروت سرشار ملی و درآمدهای زیاد نفتی نتوانسته ایم همچون کشورهای عربی امروز جامعه ای نسبتاً سالم داشته باشیم که فشار حکومتی از افراد می خواهد تا نقش هایی را که او از آن انتظار دارد، بازی کنند و تنها در ازای آن حاضرند که افراد شغل یا سمتی را برعهده گیرند. و چون کسانی که این فشارها را انتظار دارند، از کمترین دانش لازم برای اداره جامعه با در نظر گرفتن عوامل روانی، اجتماعی و فرهنگی بی بهره اند، تصور می کنند که با زور می توان کارها را درست کرد. در حالی که، به زور می توان تنها روی گفتارها و رفتارهای انسان ها نقاب کشید و از آنان ریاکارانی ساخت که وقتی در نقاب می نگرید، دربست در خدمت نظام و انقلاب و هر پایگاه قدرت و زوری هستند و به محض این که اختیاری دست شان بیافتد و فرصتی برای ظهور “خود” نشان دهند، از پشت نقاب بیرون می آیند و حسابی از خجالت این چند ساله نقش بازی کردن اجباری نیز که بیرونی ترین نمودش را در دزدی، اختلاس، فساد پنهانی اخلاقی می توانید ببینید، بیرون می آیند.

با این همه، مشکل و آسیب اجتماعی جامعه ما از این هم شدیدتراست و ما با پدیده ای به نام “گروتسک” روبرو هستیم. گروتسک را برخی نقاب یا ماسک ترجمه کردند که ترجمه درست و دقیقی نیست. گروتسک، نقاب در نقاب است. اگر نقاب، ماسکی است که روی “نقش” های زندگی کشیده می شود، گروتسک ماسکی است که بر روی “شخصیت” کشیده می شود. کسی که نقاب زده کارگردانی است که می داند خود واقعی اش چیست و نقش ظاهری ای که ایفاء می کند چیست. ولی کسی که گروتسک بر شخصیت می زند، چنان درگیر تناقضات درونی کرده در “خود” طی زندگی است که حتی از خود فریب می خورد! به عبارتی، این ماسک چون از حد نقش فراتر می رود و به شخصیت می رسد، خود فاعلی از خود مفعولی رو دست می خورد. آن گاه است که می بینید برای اختلاف کوچک ناگهان هفت تیر می کشند و برای درگیری های عادی، آدم می کشند و همه را نیز به راحتی انجام می دهند و اصلاً خودی که گروتسک بر شخصیت زده حتی خود نمی داند که چه جنایتکار بزرگی شده است و تصور می کند که محق و درستکار است و تنها گاهی مجبور می شود که از قوه قهریه استفاده کند! بیشتر اشخاص حکومتی ما دچار گروتسک هستند و به همین سبب است که به نام دین آدم می کشند و جنایت می کنند و به نام دفاع ازمظلوم، ظلم می کنند و اصلاً عین خیال شان هم نیست.

سینما و رسانه به مثابه “آیینه”: امروز ثابت شده که پردیسه هنر و پرده سینما و البته رسانه ها، و اخیراً اینترنت یکی از این فضاهاست که چنین ریاکارانی را که پشت نقاب یا گروتسک “خود” را پنهان کرده اند، نقش یا شخصیت شان را خارج و رسوا می سازد و از این روی آنان را نگران و دستپاچه می بینید که به تمامی این آیینه های دنیای جدید به چشم تهدید می نگرند و ممیزی های متعدد می سازند تا مانع از انعکاس این تصاویر، اول عریان جلوی وجدان خودشان و سپس رسوایی شان جلوی جامعه شود و دکان شان تعطیل گردد؛ گرچه در ایران دیگر بیهوده سعی می کنند و اعتبارشان را سال هاست که جلوی مردم و اخیراً حتی در نزد حکومتی ها و بیت هایشان از دست داده اند و با دروغ های مبالغه آمیز و ساختن کرامت های مضحک نمی توانند چهره دیگری را از خود نشان دهند؛ همان چهره ای که در این چند دهه از بیرون زدن اش از پشت نقاب بسیار هراسان بودند.

به کارگردانان و دست اندرکارانان فیلم هایی که مورد اعتراض حکومتی ها قرار می گیرند، همچون سایر دست اندارکاران عرصه سینما و رسانه ها نیز که چنین نقاب ها و گروتسک ها را هویدا می سازند باید تبریک گفت که همین عصبانیت و اعتراض ها حاکی از موفقیت فیلم ها است و آن ها هم امر به معروف و نهی از منکر حقیقی را نشان دادند و هم به هدفی که داشتند، رسیدند و فیلم تأثیری را که باید می گذاشت، گذاشته است و اتفاقاً با تحریم حکومتی و پایین کشیدن فیلم ها از سینماهای رسمی همواره جدابیت فیلم برای مردم بیشتر شده و آن ها به سرعت در فضاهای واقعی و مجازی تکثیر و منتشر شده اند و عملاً همواره محدودیت های حکومتی تبلیغی شده برای آثار توقیف شده و دستاوردی بیش از اتنظار در جامعه داشته اند.

دکتر کاوه احمدی علی آبادی

دکتر کاوه احمدی علی آبادی

دکتر کاوه‌ احمدی‌ علی‌آبادی‌ تاکنون تحصیلات دانشگاهی را در مقطع دکترای جامعه شناسی (Ph.D) با عنوان دانشجوی ممتاز از تگزاس و مقطع فوق‌ دکترای‌ (Post Doctoral of Philosophy) فلسفه‌ علم‌ به همراه گواهی "ارزیابی کمال" از دانشگاه‌ آبردین‌ (Aberdeen) در داکوتای‌ جنوبی‌ آمریکا به پایان رسانده و و اینک عضو هیئت علمی (ACADEMIC BOARD) دانشگاه آبردین (ABERDEEN) با رتبه پروفسوری (PROFESSORSHIP) است. ایشان موفق به دریافت درجه دانشمندی (scientist) در رشته فلسفه علم با رساله "روش شناسی علم و فلسفه" و انتخاب به عنوان دانشمند برجسته (Distinguished scientist) سال 2008 از طرف دانشگاه آبردین شدند. دارای 14 عنوان کتاب چاپ شده، 6 عنوان در نوبت چاپ، بیش از 45 پژوهش و مقاله علمی از کنفرانس ها و همایش های ملی و بین المللی و فراتر از 120 عنوان مقاله در نشریات کثیرالانتشار بوده و دارای 11 جایزه و لوح تقدیر و سپاس از جشنواره ها و مراکز علمی و آکادمی مختلف است. در حال حاضر ایشان عضو جامعه شناسان بدون مرز (Sociologists without borders (ss هستند.

هیچ نظری تاکنون ثبت نشده است.

اولین نظر دهنده باشید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *