برای اطلاع افکار عمومی: تحولاتی تعیین کننده در پشت صحنه قدرت ایران و آمریکا؛ بقلم دکتر کاوه احمدی علی آبادی

0
104

دکتر کاوه احمدی علی آبادی

عضو هئیت علمی دانشگاه آبردین با رتبه پروفسوری

عضو جامعه شناسان بدون مرز(ssf)

در پشت صحنه قدرت در هر دو کشور ایران و ایالات متحده آمریکا تحولاتی بس مهم و تعیین کننده برای منطقه و جهان در حال تکوین است که مایلم تا حدی که ممکن باشد افکار عمومی را از آن مطلع سازم.

نخست ایران، که مبارزه علیه رژیم ایران و عمال و مزدورانش در خارج از کشور و داخل کشور، عالی پیش می رود. در خارج روی صحنه عیان است که در منطقه پاسداران و مزدوران منطقه ای شان قتل عام شدند و می شوند. در داخل کشور، تظاهرات خیابانی حتی یک درصد کارهای انجام شده در پشت صحنه را شامل نمی شود. باید بگویم جابجایی قدرت و رفتن به زباله دانی تاریخ رژیم کثیفی –جدای از اشخاص فاسد، “رژیم فاسد” به مثابه شخصیت حقوقی- که به نام دین دست به فساد فی الارض زده، در شرف تکوین و تکمیل است. تمام نامسئولان چهار دهه اخیر قصاص خواهند شد یا به زندان خواهند افتاد برای محاکمه ای عادلانه، آن هم نه طی چند ماه یا هفته، بلکه “تنها در یک شب”. تمام کوشش ام این است که آن کار بزرگ بدون تلفات انسانی از مردم صورت گیرد و قصاص عمال رژیم همان گونه که در سوریه تمیز و بی نقص در جریان است، در همه جا تعمیم یابد. فعلاً تا همین حد می توانم بگویم تا افکار عمومی را آگاه سازم.

اما در آمریکا برآیند نیروهای موافق و مخالف ماندن پرزیدنت ترامپ و دولت اش در قدرت که قبلاً به نفع ترامپ می چربیده اینک به ضررش تغییر موازنه داده است که مطلع شدم آقای ترامپ از بسیاری از آن تصمیمات آگاه نیست. سخن تنها از خروج ناگهانی از سوریه و عراق نیست، بحث نخست از مکانیزم تصمیم گیری خطرناکی است در کاخ سفید که تاکنون سابقه نداشته است و دوم از دست دادن تمام جهان به قیمت چند مشت دلار!

سخن تنها این نیست که آمریکا، خاورمیانه سرشار از انرژی را دارد داوطلبانه به قدرت های جهانی دیگر واگذار می کند، بحث بر سر این است که روند تصمیم سازی در این زمینه فاجعه بار بوده است. بسیاری از رؤسای جمهور پیشین آمریکا نیز از علوم نظامی سر در نمی آوردند، اما استراتژی شان را تنها برحسب طرح ها و حتی سناریوهای “شکل گرفته و تنظیم شده” و سپس پیشنهاد شده توسط بهترین فرماندهان نظامی آمریکا انتخاب می کردند، نه تصمیم شخصی سیاسیون. من متوجه ام که توضیح این مسئله برای کسی که در زمینه علوم نظامی تخصص ندارد، چقدر دشوار است و اگر بخواهم با یک مثال روشن، عمق فاجعه را نشان دهم باید بگویم، اگر در جنگ جهانی دوم تصمیمات و برنامه های نظامی متفقین را چرچیل یا روزولت از طریق رسانه های جمعی (توئیتر تنها یکی از آن هاست) اعلام می کردند، ما اینک جملگی آلمانی صحبت می کردیم. شوکی بزرگتر از این برای فرماندهان یک ارتش نیست که طی یک جنگ، برنامه ای طبق جدولی حساب شده را پیش می برند و یک دفعه صبح از خواب بیدار شوند و از رادیو بشنود که رئیس جمهورشان ناگهان تصمیمی را گرفته که در هیچ یک از طرح های پیشنهادی شان نمی گنجد. آن هم زمانی که طالبان تازه آماده گفتگو شده و طبعاً گفتگوها را نیز قطع می کند. از آن عجیب تر اعلام تعداد سربازان خارج شده، از طریق توئیت است! چیزی که تنها “فرماندهان میدانی” یک ارتش می توانند تعیین کنند. بی شک هر جنگی هزینه ای دارد و کسانی که وارد آن می شوند بنا بر صلاح دیدشان (و نه فقط برحسب شمارش دلارهای نقد) و افق دید آینده شان تصمیم گرفته اند، اما مضحک آنجاست که شما هزینه ای را در جنگی کردید و اینک باید از دستاوردهایش پاسداری کرده و خود یا متحدان تان از آن بهره مند شوید، ناگهان دستاوردها را دو دستی به رقبا و حتی دشمنان تان واگذار کنید و بروید!؟ طرح مسئله این که شما (پرزیدنت ترامپ) برای امنیت ملی آمریکا خطرناکی اید از همین جا آمده که شما اصلاً متوجه نیستید که فرمانده کل قوای بزرگترین ارتش جهان هستید که برای خوشحالی خانواده های سربازان آمریکایی جهت دیدار عزیزان شان در کریسمس و این که هزینه حضور ارتش کاهش یابد، مفت بازی را به دیگران باخته اید. این درست منطقی است که تزارهای روسیه داشتند و آلاسکا را به جز یخ و برهوت چیزی ندیدند که آن را به ایالات متحده آمریکا فروختند و بزرگترین پشیمانی تاریخ شان را رقم زدند. به عبارت واضح تر، یک نفر و تنها یکنفر در جهان هنوز متوجه نشده که ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا شده است و آن دقیقاً خودتان هستید. شما به گونه ای رفتار می کنید که انگار رئیس و مدیر یک شرکت خصوصی تان هستید که صبح وقتی از خواب بلند شدید هر تصمیمی می توانید بگیرید. در حالی که، شما فرمانده کل قوای کشوری هستید که یک اشتباه آن نه آخرین اشتباه یک رئیس جمهور، بلکه –چه بسا- آخرین اشتباه سیاره زمین خواهد بود و سرنوشت مردم این سیاره به چیزی بیش از افزایش دلار در خزانه یک کشور می ارزد؛ چون برای مردم مرده، دلار به هیچ دردی نمی خورد.

واقعیت این است، کمیته ای که برای بررسی ارتباط شما و تیم تان با روسیه تشکیل شده از طریق اعترافات وکلا و برخی از اعضای تیم سابق تان، مدتی پیش به آن میزانی مدرک دست یافته بود تا شما را استیضاح کند، اما خواست تا فرصت دهد شاید همچون دو سال گذشته کارهای تان پیش رود و با اصلاحاتی ختم به خیر شود. اما شما اگر چه ابتدای فعالیت تان برحسب مشاوره تیم های متخصص تصمیم گیری کردید، بعد از گذشت دو سال ناگهان تغییر رویه دادید و سعی کردید که شعارهای انتخاباتی تان را پی بگیرید. از این سبب، پرونده شما اخیراً دوباره به جریان افتاده است. اینک صحبت از این است که حتی نیاز نیست برای استیضاح تان رأی جمع کنند، و می توانند با کشاندن تان به دادگاه و نشان دادن حکمی که برحسب شهادت های تیم تان صادر می شود، از شما بخواهند برای نجات خود و خانواده تان از زندان، داوطلبانه استعفا دهید (کار مشابهی که با نیکسون کردند). البته این تنها یکی از سناریوهاست و آنان چند سناریو را مدنظر دارند و با توجه به هزینه های هر یک، سبک و سنگین می کنند تا برای تصمیم گیری نهایی در دستور کار قرار دهند. متأسفانه این اواخر خیلی بی احتیاطی کردید.    

باری ارزیابی تان این بود: سوریه تنها ماسه و مرگ است!؟ مثل این که یادتان رفته که از همین مناطق ماسه و کویر بوده که بزرگترین منابع انرژی (نفت و گاز) جهان با هزینه ای اندک (برخلاف نفت شیل) استخراج می شود و شاید ندانید که استراتژیست های آمریکا، جنگ سرد را از شوروی سابق و بلوک شرق بردند و باعث فروپاشی شان شدند، نه با سلاح های هسته ای و موشکی، بلکه تنها با کاهش قیمت همین ذخایر استخراج شده از شن و ماسه در خاورمیانه! سیاستمداران غربی که چنین سرمایه گذاری ها و هزینه هایی را در خاورمیانه متحمل شدند، خوب می دانستند چه می کنند. بماند که این تنها سخن گفتن بر اساس منطق صرفاً سودانگارانه است و تصور می کنم در جهانی که زندگی می کنیم چیزهایی بیش از پول و دلار نیز وجود داشته باشند که موردی از آن را رئیس جمهور جوان، اما پخته فرانسه بدرستی خاطر نشان کرد و آگاهانه تقریباً عین جمله ای را گفت که مارشال دوگل ایراد کرد، زمانی که مارشال پتن از متحدانش برید و با آلمان صلح کرد: “جنگ با شرافت دوش به دوش متحدان”. (اینجا جا دارد تا از اقدامات مسئولانه ارتشبد متیس و همین طور جناب برت مک گرک سپاسگزاری ویژه کنم. کار با انسان هایی پخته و مسئول همواره برای من لذت بخش بوده است. ارتشبد متیس چه زمان انجام وظایف و چه زمان استعفاء به این نقش درست و مسئولانه اش پایبند بوده است. جناب مک گرک نیز برنامه حیاتی جلب سرمایه گذاری در مناطق جنگ زده و کردنشین سوریه را تا زمان مسئولیت بدرستی پیگیری کرده است. ما هنوز به بهره مندی از تجارب این عزیزان نیاز داریم و به خصوص برای روزها و ماه های داغی که در خاورمیانه در پیش داریم، کشورهای عربی حوزه خلیج نیاز به مشاوران منطقه شناس و متخصص دارند و این برای کشورهای عربی بسیار حیاتی است که از آنان کمک گیرند). البته تفاوت بزرگ در این بود که مارشال پتن، ارتشی را که شکست خورده بود می دید که اگر بیشتر مقاومت کند، کشور را هم ویران و هم قتل عام شده خواهد یافت و او سعی کرد لااقل بخشی از کشور (جمهوری ویشی) را نجات دهد. اما در سوریه، جنگی را که با هزینه هایی برده اید، دارید داوطلبانه پیروزی تان را به دیگران واگذارد می کنید! گرچه همان گونه که قبلاً گفته ام من هیچ اصراری بر ماندن آمریکا در سوریه یا منطقه ندارم، تا زمانی که قدرت های جهانی دیگری خلاء موجود را پر کنند؛ چون هدف من، مردم و جلوگیری از فاجعه انسانی جدید است و با هر متحدی که بتوانم آن را دنبال می کنم و به همین سبب، قبلاً –حدود سه، چهار ماه پیش- پیشنهاد کردم که حضور قدرت های جهانی مسئول در مناطق جنگ زده خاورمیانه (به خصوص افغانستان و سوریه) ضروری است تا اگر فردا یک مقامی برحسب وعده های انتخاباتی ناپخته یا هر دلیلی دیگری که از نظر خودش درست است، تصمیم گرفت از منطقه خارج شود، خلاء قدرت منجر نشود تا قدرت های منطقه ای همچون رژیم ایران، ترکیه یا قطر و شبه نظامیان مورد حمایت شان منجر به فاجعه ای دیگر شوند. بر اساس همین نیز ژنرال های پخته و منطقه شناس آمریکایی بدون سر و صدا، واحدهایی از ارتش های فرانسه، بریتانیا و ایتالیا و برخی کشورهای عربی را در سوریه و افغانستان مستقر کردند. البته برخلاف تصور مقامات ترک، حمله به شمال سوریه بسیار به ضرر ترکیه نیز بود و در صورت حمله به شمال سوریه، آن هرگز محدود به سنگرهای حفر شده توسط کردها و ایزدی ها (که فرماندهان ترک تهدید کرده بودند در همان سنگرهای شان دفن شان خواهیم کرد) نمی ماند و کردهای سوریه و پ.ک.ک. قبلاً چند بار تهدید کرده بودند که حمله به شمال سوریه و مناطق کردنشین، به مثابه اعلام جنگ تمام عیار است و از این سبب منجر خواهد شد تا جنگ را به شهرهای بزرگ ترکیه (آنکارا، ازمیر … و استانبول عزیز من) بکشانند. معنی جنگ تمام عیار را نیز هر یک از سیاسیون اگر نمی دانند می توانند از فرماندهان ارتش شان بپرسند تا برای شان توضیح دهند که منجر به چه فجایعی خواهد شد. بماند که موج جدیدی از سیل آوارگان در منطقه راه می افتاد و مناطق شمال سوریه و به خصوص کردنشین نیز که تاکنون از جنگ و ویرانی به دور مانده اند، ویران می شدند و کشتار بسیاری از مردم راه می افتاد و کردها هم قسم شدند که برای خیابان به خیابان و حتی آجر به آجر هر قطعه از سرزمین شان تا پای جان مقاومت کنند. راه حل تنها حضور “طرف سوم” (ترجیحاً بین المللی با توان بازدارندگی) در مناطق مرزی دو کشور است و باید منطقه پرواز ممنوع نیز توسط همین طرف سوم (و ترجیحاً نیروهای ائتلاف که اینک نیز آنجا را پوشش هوایی می دهند) اعلام شود.

شما (پرزیدنت ترامپ) گفتید که خروج نیروهای آمریکایی تنها بنا بر منافع مردم آمریکا بوده است. این یعنی کشورهای عربی نیز می توانند قیمت نفت و گاز را از این پس برحسب “منافع ملت خودشان” و در هماهنگی با قدرت های منطقه ای که جایگزین آمریکا در خاورمیانه می شوند، تنظیم کنند؟! بسیار خوب؛ فقط امیدوارم دوباره پشیمان نشوید.

مطلب قبلیجالب‌ترین ربات‌های سال ۲۰۱۸
مطلب بعدیانجمن فیلمبرداران آمریکا از جف بریجز تجلیل می‌کند
دکتر کاوه احمدی علی آبادی
دکتر کاوه‌ احمدی‌ علی‌آبادی‌ تاکنون تحصیلات دانشگاهی را در مقطع دکترای جامعه شناسی (Ph.D) با عنوان دانشجوی ممتاز از تگزاس و مقطع فوق‌ دکترای‌ (Post Doctoral of Philosophy) فلسفه‌ علم‌ به همراه گواهی "ارزیابی کمال" از دانشگاه‌ آبردین‌ (Aberdeen) در داکوتای‌ جنوبی‌ آمریکا به پایان رسانده و و اینک عضو هیئت علمی (ACADEMIC BOARD) دانشگاه آبردین (ABERDEEN) با رتبه پروفسوری (PROFESSORSHIP) است. ایشان موفق به دریافت درجه دانشمندی (scientist) در رشته فلسفه علم با رساله "روش شناسی علم و فلسفه" و انتخاب به عنوان دانشمند برجسته (Distinguished scientist) سال 2008 از طرف دانشگاه آبردین شدند. دارای 14 عنوان کتاب چاپ شده، 6 عنوان در نوبت چاپ، بیش از 45 پژوهش و مقاله علمی از کنفرانس ها و همایش های ملی و بین المللی و فراتر از 120 عنوان مقاله در نشریات کثیرالانتشار بوده و دارای 11 جایزه و لوح تقدیر و سپاس از جشنواره ها و مراکز علمی و آکادمی مختلف است. در حال حاضر ایشان عضو جامعه شناسان بدون مرز (Sociologists without borders (ss هستند.